صفحه موقت روزنت بامداد

 

Wednesday, September 29, 2004

بيانيه انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در خصوص برخورد با مطبوعات و سايتهاي خبري  

انجمن دفاع از آزادي مطبوعات روند برخورد با مطبوعات و سايتهاي خبري را طي چند ماهه اخير با دقت زير نظر داشته و اقدامات محدودكننده آزادي هاي مصرح در قانون اساسي را مورد بررسي قرار داده است.
1) پس از توقيف فله اي مطبوعات آزاد و مستقل قوه قضائيه جمهوري اسلامي و دادستاني تهران اقدام به تشكيل واحدهايي از افراد اطلاعاتي و امنيتي براي كنترل، تعقيب و بازداشت خبرنگاران و گردانندگان سايتهاي خبري كرده است. در اين ميان علاوه بر فيلتر گذاري دهها سايت خبري و سياسي، خبرنگاران اين سايتها و نيز شركت هاي خدمات اينترنتي در معرض تعقيب و بازداشت قرار گرفته اند.
مطابق اخبار رسيده به انجمن دفاع از آزادي مطبوعات تنها طي چند هفته اخير چند تن از گردانندگان سايتهاي خبري به وسيله عناصر امنيتي تحت امر دادستاني بازداشت و به مكان نامعلوم برده شدند. چند تن از نويسندگان نشريات شهرستانها به ويژه در استانهاي گيلان و كردستان به وسيله ادارات اطلاعات دستگير و در معرض بازجويي قرار گرفتند. همه اين رويدادهاي اسف‌انگيز در حالي صورت مي گيرد كه دستگاه قضايي و بخش امنيتي آن نه تنها هيچگونه اطلاعي از دلايل اين عملكرد خود را با افكار عمومي در ميان نمي گذارد، بلكه تا مدتها از اعلام خبر بازداشت و زنداني كردن روزنامه نگاران و خبرنگاران به خانواده و خويشاوندان نگران آنها نيز خودداري مي‌كند. اين نوع برخورد دستگاه قضايي با نمايندگان رسانه هاي عمومي، جديدترين روشي است كه در سال پاسخگويي به افكار عمومي از سوي نهاد حافظ امنيت قضايي اعمال مي‌شود.
2) روند اعمال سانسور رسمي به وسيله نهادهاي قضايي و شوراي عالي امنيت ملي طي چند ماهة اخير نه تنها متوقف نشده بلكه اين روند به صورت همه جانبه از سوي دادستاني تهران، ادارات اطلاعات شهرستانها و نهاد شوراي عالي امنيت ملي دنبال مي شود. دادستاني تهران و شخص سعيد مرتضوي دادستان با مطبوعات كشور مستقيماً با مديران مطبوعات تماس مي گيرد و خواهان چاپب يا عدم چاپ خبر و گزارش مي شود. شوراي عالي امنيت ملي رسما بخشنامه اي به مطبوعات ارسال مي‌كند و از آنها مي خواهد له يا عليه مقامات سياسي و ديني داخلي و خارجي مطلب بنويسند و يا ننويسند. برخي ادارات اطلاعات شهرستانها با احضار روزنامه نگاران نشريات شهرستانها از آنها تعهداتي مبني بر عدم نوشتن در امور ويژه مي گيرد. اين اقدامات و توقيفهاي خودسرانه و سامان‌يافته از پايه به استناد اصول 24، 32، 35، 159 و 168 قانون اساسي فاقد وجاهت قانوني است.
سکوت نهادهاي مسئول نظير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و بالاتر از همه رئيس جمهور به عنوان پاسدار قانون اساسي در قبال موج تازه تعرض به حقوق و آزادي هاي مصرح در قانون اساسي و بي‌تفاوتي و انفعال شديد و بلكه همدستی نهادهاي نظارتي كشور نظير مجلس و كميته نظارت بر حسن اجراي قانون اساسي نهادهاي متعرض به حقوق ملت را تشويق به تشديد روشهاي خود كرده است.
3) هيأت نظارت بر مطبوعات علاوه بر تعلل در صدور مجوز انتشار مطبوعات و مشروط كردن آن به ملاكها و معيارهاي سليقه‌اي اعضاي اين شورا،‌ درصدد بسط دادن مفهوم نظارتي خود در حوزة مطبوعات برآمده تا به گفته آنان فشار بر روي ديگر نهادهاي محدود كننده آزادي و مطبوعات را كاهش دهند.
همه اين تحولات در حالي صورت مي‌گيرد كه رسانه‌هاي مكتوب وابسته به جريانهاي محافظه‌كار به ويژه بخش راديكال آن چندي است شديدترين حملات خود را در شكل اتهام سازمان يافته عليه فرهيختگان ، روزنامه نگاران، سينماگران و هنرمندان ونويسندگان كشور بي هيچ ترس و واهمه از واكنش دستگاه قضايي متمركز كرده است.
انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ضمن ابراز نگراني شديد از وضعيت موجود خواهان آزادي هرچه سريعتر زندانيان و بازداشتي هاي مطبوعاتي است. انجمن دفاع از آزادي مطبوعات همچنين خواهان پايان دادن به سياست "گرونگيري رسمي"، "نسل كشي روزنامه نگاران" و "سياست زمين سوخته" است كه دستگاه قضايي كشور عليه مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل به راه انداخته است.

انجمن دفاع از آزادي مطبوعات
8/7/83


Tuesday, September 21, 2004

پیام قدردانی دست اندرکاران سایت امروز از وبلاگ نویسان 

دست اندکاران سایت امروز با انتشار نامه ای از اقدام هماهنگ و خودجوش وبلاگ نویسان ایرانی در جهت مبارزه با فیلترینگ و محکومیت بازداشت های اخیر تشکر وقدردانی کردند. متن این نامه به شرح زیر می باشد:
به نام خدا
حركت ماندگار و ارزشمند تعداد زيادي از وبلاگ‌نويسان آزادايخواه در دفاع از آزادي بيان و اعتراض به نقض اين حق مسلم نشان داد كه به ظرفيت‌هاي بسياري مي‌توان اميد داشت كه در برابر ناقضان حقوق بشر بايستند و فارغ از گرايش‌ها و سليقه‌ها همه و همه در دفاع از حقوق ديگري با هم هم‌پيمان شوند.
تماشاي فضاي بالنده اطلاع‌رساني روي شبكه اينترنت كه به رغم همه فسون‌ها و دسيسه‌ها هر روز پر رونق‌تر از گذشته در عرصه تبادل اطلاعات و اخبار و ديدگاه‌ها و تحليل‌ها فضا را براي تنفس اقتدارگرايي و استبداد ديني تنگ‌تر و تنگ‌تر مي‌كند، همه آزاديخواهان را به شوق مي آورد.
اين حميت و ايستادگي را كه ديروز وبلاگ‌نويسان به ابتكار يكي از پيش‌كسوتان اين فن از خود نشان دادند، نمايشي ديگر از آن بود كه فرزندان آزاديخواه ايران با وجود همه انتقادها و حتي مخالفت‌هايي كه در عرصه نظر يا عمل از يكديگر دارند مي‌توانند در جهت استقرار بنيان‌هاي دموكراسي و دفاع از حقوق بنيادي يكديگر با هم متحد و هم پيمان شوند.
مديريت سايت خبري امروز كه روز دوشنبه مورد لطف بسياري از دوستاني قرار گرفت كه سخاوتمندانه و در جهت دفاع از حقوق اين سايت نام سايت‌ها و وبلاگ‌هاي خود را به "امروز" تغيير دادند و به انتشار خبرهاي سايت امروز در فضاهاي تحت اختيار خود پرداختند، از يكايك آنان و همه كساني كه به هر نحو ممكن از اين حركت حمايت كردند سپاسگزاري مي‌نمايد و رشد و بالندگي آنان را آرزو دارد و اميدوار است كه اين نوع حركت‌هاي ماندگار جمعي در دفاع از حقوق شهروندي و آزادي‌هاي مسلم براي همه انسانها تداوم و گسترش يابد.
اگر چه سايت امروز و برخي سايت‌هاي اصلاح‌طلب ديگر كه در فشار و تنگناي فراوان در داخل كشور از هر كرانه آماج حملات غيرقانوني قرار گرفته‌اند و بدين سبب ممكن است گرفتار نارسايي‌هاي فني باشد اما اين جريان نشان داده است كه عرصه ارتباط و اطلاع‌رساني آزاد به شهروندان را خالي
نمي‌گذارد و از حداقل‌هاي ممكن نيز براي برقراري اين ارتباط بهره‌ مي‌برد. سابقه
اصلاح‌طلبان در به وجود آوردن دهها روزنامه آزاد و حرفه‌اي نشان داده است كه خلاقيت و ابتكار و پشتكار فرزندان اصلاح‌طلب ايران زمين مي‌تواند از حداقل‌ها نيز ثمرات شگفت بيافريند. اگر چه امروز سايتهای
امروز، بامداد، رويداد و ... غيرحرفه‌اي منتشر مي‌شوند.
در هر حال ياري و همراهي همه دوستان بزرگواري كه حركت روز دوشنبه را تجلي بخشيدند مي‌تواند گذر از اين مرحله را نيز آسان‌تر نمايد.
در پايان به پاس همت همه همراهان شعر زندگي هوشنگ ابتهاج را به همه آنان تقديم مي‌كنيم.

چه فكر مي‌كني
كه بادبان شكسته زورق به گل نشسته‌اي
است زندگي؟
در اين خراب ريخته
كه رنگ عافيت از او گريخته،
به بن بست راه بسته اي است زندگي؟
چه سهمناك بود سيل حادثه
كه همچو اژدها دهان گشود
زمين و آسمان ز هم گسيخت
ستاره خوشه خوشه ريخت
و آفتاب در كبود دره‌هاي آب غرق شد
هوا بد است
تو با كدام باد مي روي؟
چه ابر تيره‌اي گرفته سينه تو را
كه با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمي‌شود
تو از هزاره‌هاي دور آمدي
در اين درازناي خونفشان
به هر قدم نشان نقش پاي توست
در اين درشتناك ديولاخ
ز هر طرف طنين گام‌هاي رهگشاي توست
بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و
نام
به خون نوشته نامة وفاي توست
به گوش بيستون هنوز صداي تيشه‌هاي
توست
چه تازيانه كه با تن تو تاب آزمود
چه دارها كه از تو گشت سربلند
زهي شكوه قامت بلند عشق
كه استوار ماند در هجوم هر گزند
نگاه كن
هنوز آن بلند دور،
آن سپيده آن شكوفه زار انفجار نور
كهرباي آرزوست
سپيده‌اي كه جان آدمي هماره در هواي
اوست
به بي يك نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بيفتي از نشيب راه و باز
رو نهي بدان فراز
چه فكر مي‌كني؟
جهان چو آبگينة شكسته‌اي است
كه سرو راست هم در او شكسته مي‌نمايدت

چنان نشسته كوه در كمين دره‌هاي اين
غروب تنگ

كه راه بسته مي‌نمايدت
زمان بي‌كرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پاي او دمي است اين درنگ درد و رنج
به سان رود
كه در نشيب دره سر به سنگ مي‌زند،
رونده باش
اميد هيچ معجزي ز مرده نيست،
زنده باش

Monday, September 20, 2004


حمایت رئیس کمیسیون
فرهنگی مجلس آبادگران از اقدامات قوه قضائیه علیه اصحاب فرهنگ وهنر




عماد افروغ؛راه یافته تهران ضمن اعتراض به نحوه تعيين افراد براي اهداي جوايز به
برگزيدگان  جشن سينما مدعی شد: در حالي از " سعيد راد" در برنامه "ياد ياران" به
عنوان" ياران" ياد شد تا به برگزيدگان جايزه دهد كه قطعا هيچ سينماگري از او به
عنوان" يار" ياد نخواهد كرد.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس آبادگران با طرح اين پرسش كه" چگونه ممكن است كسي كه يكي
از چهره هاي سينماي مبتذل قبل از انقلاب بوده را از ياران سينما دانست؟ گفت: هنر و
سينما جايگاهي دارد كه براي حفظ اين جايگاه والا نبايد اجازه دهيم چند ‌‏آدم بيمار
كل فضا را مشوش سازند و اين ماجرا گريبانگير كل سينما شود.

افروغ گفت: گزارش هاي رسيده از جشن سينما حاكي است كه برخي از رفتارهاي انجام شده
وهن بعضي از ارزش هاي ديني و تاريخي ما بود اما اين وجهه قضيه را نبايد به كل سينما
تعميم داد.

وي با بيان اين نكته كه عكس العمل به موقع وزارت ارشاد مي توانست مانع از
برخوردهايي قضايي شود، گفت: عدم واكنش به موقع وزارت ارشاد و نهادهاي قانوني ديگر
زمينه بحث هاي مدعي العموم و برخوردهاي قضايي را در اين زمينه فراهم كرده كه مطمئنا
اگر مسوولان وزارت ارشاد خودشان نسبت به برخي رفتارهاي انجام شده واكنش نشان مي
دادند، قطعا فرصت از نهادهاي قضايي سلب مي شد.

افروغ ضمن ابراز تاسف از روندي كه در خصوص جشن خانه سينما درپيش گرفته شد، گفت:
كميسيون فرهنگي مجلس پيش از اين نيز در خصوص يكي از مطالب مستهجن جنسي كه در يكي از
مجلات به چاپ رسيده بود به صورت غيرعلني به وزارت ارشاد نامه اي داد و خواستار
رسيدگي اين مساله شد اما متاسفانه پس از گذشت چندين ماه همچنان با اما و اگر اين
وزارت خانه مواجه هستيم كه به نظر مي رسد همين تعلل موجب مي‌‏شود كه زمينه
برخوردهاي قضايي با تخلفاته فرهنگي فراهم شود.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس با بيان اين نكته كه براي هيچ كس قابل قبول نيست كه چهره
هاي فاسد سينماي قبل از انقلاب كه



فيلم هاي مبتذلي بازي كرده



در برنامه" ياد ياران" نقش ايفا كرده و جوايز را اهدا كند يادآور شد: وزارت فرهنگ و
ارشاد مي‌‏توانست خودش نقاد خوبي در اين زمينه باشد، چون اگر مكانيزم هاي نقد دروني
را فعال كنيم قطعا هيچ نيازي به برخوردهاي قضايي نخواهد بود اما متاسفانه سهل
انگاري در واكنش به موقع وزارت ارشاد موجب شد تا قوه قضاييه به وظايف خود عمل كند.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس آبادگران با يادآوري آسيب هايي كه بر سينماي ايران مترتب
است، تصريح كرد: قرار است كميسيون فرهنگي مجلس جلسه مشتركي با مسوولان وزارت ارشاد
و كارشناسان و سينماگران تشكيل دهد و نقاط ضعف و قوت سينماي كشور مورد بررسي دقيق
قرار گيرد .

وي افزود: رگه هايي از گرايشات ملي و تعهد در سينماي قبل از انقلاب وجود داشت كه پس
از انقلاب اين رگه ها تقويت يافت ولي طي سال هاي اخير شاهديم كه سوژه هاي كم عمق و
سطحي وارد عرصه سينما شده كه اگرچه ابتدا اوج گرفت اما رفته رفته از اوج فرود آمد و
همين امر موجب استقبال اندك مردم از سينما شد.

این آبادگر تصريح كرد: كنترل سينماي داخلي ما از سوژه هاي ناب به سوژه هاي كم عمق و
بعضا مبتذل موضوعي است كه سينماگران متعدد و حرفه اي كشور آن را درك كرده و بارها
نيز نسبت به اين روند هشدار داده اند.


 



حمایت رئیس کمیسیون
فرهنگی مجلس آبادگران از اقدامات قوه قضائیه علیه اصحاب فرهنگ وهنر




عماد افروغ؛راه یافته تهران ضمن اعتراض به نحوه تعيين افراد براي اهداي جوايز به
برگزيدگان  جشن سينما مدعی شد: در حالي از " سعيد راد" در برنامه "ياد ياران" به
عنوان" ياران" ياد شد تا به برگزيدگان جايزه دهد كه قطعا هيچ سينماگري از او به
عنوان" يار" ياد نخواهد كرد.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس آبادگران با طرح اين پرسش كه" چگونه ممكن است كسي كه يكي
از چهره هاي سينماي مبتذل قبل از انقلاب بوده را از ياران سينما دانست؟ گفت: هنر و
سينما جايگاهي دارد كه براي حفظ اين جايگاه والا نبايد اجازه دهيم چند ‌‏آدم بيمار
كل فضا را مشوش سازند و اين ماجرا گريبانگير كل سينما شود.

افروغ گفت: گزارش هاي رسيده از جشن سينما حاكي است كه برخي از رفتارهاي انجام شده
وهن بعضي از ارزش هاي ديني و تاريخي ما بود اما اين وجهه قضيه را نبايد به كل سينما
تعميم داد.

وي با بيان اين نكته كه عكس العمل به موقع وزارت ارشاد مي توانست مانع از
برخوردهايي قضايي شود، گفت: عدم واكنش به موقع وزارت ارشاد و نهادهاي قانوني ديگر
زمينه بحث هاي مدعي العموم و برخوردهاي قضايي را در اين زمينه فراهم كرده كه مطمئنا
اگر مسوولان وزارت ارشاد خودشان نسبت به برخي رفتارهاي انجام شده واكنش نشان مي
دادند، قطعا فرصت از نهادهاي قضايي سلب مي شد.

افروغ ضمن ابراز تاسف از روندي كه در خصوص جشن خانه سينما درپيش گرفته شد، گفت:
كميسيون فرهنگي مجلس پيش از اين نيز در خصوص يكي از مطالب مستهجن جنسي كه در يكي از
مجلات به چاپ رسيده بود به صورت غيرعلني به وزارت ارشاد نامه اي داد و خواستار
رسيدگي اين مساله شد اما متاسفانه پس از گذشت چندين ماه همچنان با اما و اگر اين
وزارت خانه مواجه هستيم كه به نظر مي رسد همين تعلل موجب مي‌‏شود كه زمينه
برخوردهاي قضايي با تخلفاته فرهنگي فراهم شود.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس با بيان اين نكته كه براي هيچ كس قابل قبول نيست كه چهره
هاي فاسد سينماي قبل از انقلاب كه



فيلم هاي مبتذلي بازي كرده



در برنامه" ياد ياران" نقش ايفا كرده و جوايز را اهدا كند يادآور شد: وزارت فرهنگ و
ارشاد مي‌‏توانست خودش نقاد خوبي در اين زمينه باشد، چون اگر مكانيزم هاي نقد دروني
را فعال كنيم قطعا هيچ نيازي به برخوردهاي قضايي نخواهد بود اما متاسفانه سهل
انگاري در واكنش به موقع وزارت ارشاد موجب شد تا قوه قضاييه به وظايف خود عمل كند.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس آبادگران با يادآوري آسيب هايي كه بر سينماي ايران مترتب
است، تصريح كرد: قرار است كميسيون فرهنگي مجلس جلسه مشتركي با مسوولان وزارت ارشاد
و كارشناسان و سينماگران تشكيل دهد و نقاط ضعف و قوت سينماي كشور مورد بررسي دقيق
قرار گيرد .

وي افزود: رگه هايي از گرايشات ملي و تعهد در سينماي قبل از انقلاب وجود داشت كه پس
از انقلاب اين رگه ها تقويت يافت ولي طي سال هاي اخير شاهديم كه سوژه هاي كم عمق و
سطحي وارد عرصه سينما شده كه اگرچه ابتدا اوج گرفت اما رفته رفته از اوج فرود آمد و
همين امر موجب استقبال اندك مردم از سينما شد.

این آبادگر تصريح كرد: كنترل سينماي داخلي ما از سوژه هاي ناب به سوژه هاي كم عمق و
بعضا مبتذل موضوعي است كه سينماگران متعدد و حرفه اي كشور آن را درك كرده و بارها
نيز نسبت به اين روند هشدار داده اند.


 


Sunday, September 19, 2004


 



پيام جمعي از دانشگاهيان و فعالان
سياسي و مطبوعاتي ايراني به روشنفكران آمريكا



به مناسبت سومين سالگرد فاجعه 11
سپتامبر



 



جمعي از دانشگاهيان و فعالان سياسي و مطبوعاتي ايراني در نامه ای به روشنفكران
آمريكابه مناسبت سومين سالگرد فاجعه 11 سپتامبراز ا بسیاری از اقدامات دولت
آمریکا پس از یازده سپتامبر انتقاد کردند. متن کامل نامه به شرح ذیل می باشد:



به نام خدا



 


با سلام و
درود

بنيانگذاران
«ايالات متحده آمريكا» در پي تحقق يك جامعه آزاد و آباد آن كشور را ايجاد كردند
و آغاز آشنايي مردم ايران نيز با آمريكا براساس اين روياي جذاب بود. اين درك
تاريخي از شكل گيري آمريكا را رئيس‌جمهور ما در مصاحبه با خبرنگار سي. ان. ان.
همراه با پيام صلح و دوستي "ملت شريف ايران" به "ملت بزرگوار آمريكا" منعكس
كرد. آقاي خاتمي در آن شب از مهاجرت مسيحيان مؤمن و تلاش زحمتكشان و
آزادي‌خواهان بنيانگذار آن كشور سخن گفت كه "دوتوكويل" در كتاب معروف خود
"دموكراسي در آمريكا" به تصويرشان كشيده بود. اما آن سرزمين رويايي امروز در چه
وضعي است؟ آيا اينك درخواست لنگستون هيوز كه: "بگذاريد اين آمريكا رويايي باشد
كه روياپروران در روياي خويش داشته‌اند" مي‌تواند جامه‌ي تحقق بپوشد؟


هنگامي كه جنايت
11 سپتامبر 2001 ميلادي (20 شهريور 1380)به وقوع پيوست، ايرانيان با وجود آنكه
خاطره تلخ كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 (1953) را در ذهن داشتند، در سوگ
بي‌گناهاني قتل‌ عام شده در اين فاجعه نشستند، اما آنچه به فاصلة كوتاهي پس از
آن نصيبمان شد، جايي در "محور شر" و در مجاورت عراق تحت سلطة صدام بود. در
امتداد همين وضعيت، رسوايي وضعيت زندانيان در گوانتاناما و شكنجه در زندان
ابوغريب در نقطة اوج روندي قرار مي‌گيرد كه از تئوري "محور شر" آغاز شده است و
هنوز بايد منتظر بود تا پيامدهاي سنجيده و ناسنجيدة خود را آشكار كند.


وقتي امروز از
عينك حافظة تاريخي به ابوغريب مي‌نگريم، سازمان اطلاعات و امنيت رژيم شاه
(ساواك) را مي‌بينيم با چند تكنيك اضافي نظير استفاده از سگ و تيراندازي به
اسرا از برج مراقبت و اشكال تازه‌اي از عمليات رواني - جنسي. آقاي جرج بوش در
واكنشي انفعالي و توجيه‌گرا گفت كه آن وحشي‌گري‌ها طبيعت مردم آمريكا را
بازنمي‌تاباند. اين سخن درست است، اما وي فراموش كرد به آن پس زمينة فرهنگي
خشونت اشاره كند كه هواداران جنگ و ميليتاريزم در درون جامعه آمريكا تبليغ
مي‏كنند.



ما در ساية اين رخدادهاي تلخ،
اهميت ابتكار عمل رييس جمهور ايران را در ارسال پيام صلح و دوستي به ملت آمريكا
بهتر درك مي‌كنيم. فراتر از آن، امروزه فهم تفاوت اساسي ميان دو آمريكايي كه او
در  مصاحبة تاريخي خود با سي.ان.ان

مطرح كرد، به يك ضرورت فوري تبديل
شده است. در
واقع
در همان جا كه آقاي جرج بوش، جنگ در منطقه خليج فارس و در حقيقت در درون حوزة
تمدنيِ ما را يك "ضرورت" جلوه مي‌دهد، ما به ضرورت ملي و انساني گفت‌وگو با
نمايندگان آن آمريكاي ديگر و متفاوت كه سرزمين آزادگان خوانده مي‌شد، بيشتر پي
مي‌بريم. ما در پاسخ به

نظريه
"يا با ما هستيد يا
با آنها"، گزينة سومي پيش رو مي‌نهيم و صريحاً اعلام مي‌كنيم كه با آزاديخواهان
آمريكا از هر گرايش و گروه كه جنگ را گزينة اصلي خود نمي‌دانند و پايان اشغال
را مطالبه مي‌كنند، اشتراك منافع (در مفهوم كلان ملي، منطقه‌اي و جهاني) داريم.
در عين حال عميقاً متأسفيم كه چرا راهي را كه رييس‌جمهور ايران و همتاي او در
آمريكا آغازگر آن بودند، تا منتهاي منطقي خود پيگيري نكردند و به فرجام نهايي
نرساندند. در حقيقت گفت‌وگوي چند جانبه، نه فقط ميان ايران و آمريكا، بلكه با
ديگر كشورهاي
ذي‏نفع يا
قدرتمند
در امتداد طبيعي
خود مي‌توانست بسياري از اشكال دولتي و غيردولتي تروريسم را به احاطة خود
درآورد و مانع وقوع جنگ شود. بسياري از جناياتي كه بعدها خيابان‌هاي استانبول و
رياض و بغداد و بسلان و
جاكارتا
و رفح و غزه
را به خون شهروندان بيگناه آلوده
ساخت اجتناب پذير بود اگر سياستي انساني و همه‌جانبه

در كاخ سفيد و كاخ كرملين
در امتداد همبستگي جهاني
بلافاصله پس از حادثه
11 سپتامبر تدوين مي‌شد و تك‌جانبه‌گرايي فرصت‌هاي تاريخي را به هرز نمي‌برد
.
به بيان ديگر مردم جهان
در حالي سومين سالگرد فاجعه تروريستي 11 سپتامبر را پشت سر گذاشتند كه عملكرد
غلط و غيرانساني دولت آقاي بوش همبستگي عموم ملت‌ها را در همان آغاز وقوع اين
جنايت دچار انشقاق كرده‌ است.


از سوي ديگر امروزه،
سدي از اقتدارگرايي، انحصار و تنگ‌نظري كه در داخل ايران در برابر جنبش
اصلاح‌طلبي برافراشته شده، تلفيقي ناميمون با ضخامت تيره و خشن گوني‌هاي

كشيده بر
سر قربانيان
ابوغريب يافته است و اين دو، تصوير ايرانِ پس از دوم خرداد و آمريكاي "رؤيايي"
را به دور دست‌هاي قلمرو رؤيت ناظران تبعيد كرده است.


آمريكايي كه
نماينده آن با گشاده‌رويي پذيراي ايده گفت‌وگوي تمدني در آغاز هزاره سوم ميلادي
شد و وزير خارجه آن با پوزش‌طلبي از كودتاي 28 مرداد 1332 تا آستانه‌ي برقراري
يك ارتباط سياسي و "برابر حقوق" با ايران پيش رفت، اكنون به آمريكايي بدل شده
است كه نوع ديگري از "تماس" با ساكنان حوزه تمدني ما برقرار مي‌كند؛ نه
گفت‌وگوي دو سوية تمدني كه تك‌سخنيِ بازجويان؛ نه تماس انديشه‌ها و افكار و نه
بومي‌سازي دموكراسي‌خواهيِ روشنفكران ملّي؛ كه بومي‌سازي  فنون شكنجه بر مبناي
آموزه‌هايي كه فرهنگ‌شناسي منطقه‌اي شكنجه‌گران از نقاط "آسيب‌پذير" و
"تحقيرپذير" قربانيان مسلمان به دست دهد.


آنچه اين روزها به
وضوح مشاهده مي‌كنيم، نوعي اسراييلي شدن روز افزون سياست خارجي آمريكاست. به
عبارت ديگر، تعميم تجربة سياست بولدوزرها و تانك‌ها و هلي‌كوپترهاي رفح و غزه
در فلوجه و نجف و كربلا پيش چشمان ماست. امروزه به جاي كلاس‌هاي درس
روزنامه‌نگاري و دموكراسي كه در طرح خاورميانه بزرگ وعده‌اش داده مي‌شد، عملاً 
اين نظاميان آمريكايي هستند كه اصول "جنگ شهري" و مديريت زندان‌ها را از
همتايان اسراييلي‌شان مي‌آموزند يا از تجارب آنان در سرزمين اشغالي بهره
مي‌برند. در اين ميان همسويي كثيري از آزاديخواهان و روشنفكران و سياستمداران و
نمايندگان ملت آمريكا با وجدان زخم خورده جامعه جهاني مايه تسلي ماست.


ما به عنوان
شهروندان ملتي كه پيش از جنايت هولناك 11 سپتامبر، پرچم دموكراسي و جامعه مدني
را در منطقه برافراشته‌ايم، ضمن همدردي با بازماندگان قربانيان تروريسم در
ايالات متحده، اعلام مي‌كنيم آنچه ما را در رنج قربانيان جنگ و خشونت و شكنجه
در عراق شريك مي‌كند، خويشاوندي انساني و اسلامي با برادران و خواهرانمان در
كشور همسايه است. هر چند، به موازات آن، مي‌توانيم بخشي از دردهايمان را با
آزادي‌خواهان منتقد و معترض آمريكايي تقسيم كنيم. ما نيز همچون آنان براي
وطنمان رؤياي دموكراسي، حقوق بشر و جامعه مدني داريم و از اينكه اين آرمانها
توسط مردم‌ستيزان تهديد شود، رنج مي‌بريم.


 ما به عنوان
شهروندان ملتي كه عرصة روزنامه‌نگاري، يكي از مهمترين حوزه‌هاي تجلّي
اصلاح‌طلبي و دموكراسي‌خواهي آن بود، به روزنامه‌نگاران جسور آمريكايي كه جنايت
جنگي شكنجه‌گران را افشا كردند درود مي‌فرستيم و خود را در كنار آنان قرار
مي‌دهيم. ما به عنوان حاميان مجلس اصلاحات، آن دسته از نمايندگان شجاع و
آزادي‌خواه آمريكايي را كه نظاميان را احضار و استيضاح كردند، تحسين مي‌كنيم و
از آنان مي‌خواهيم در امتداد همين اقدام، عذرخواهي بنيادي‌تري به جرج بوش تحميل
كنند و او را به پوزش‌طلبي از بيان گفتمان "شيطان" در حق ملل "محور" وادار
نمايند.


ما به عنوان
دانشگاهيان، نويسندگان، رونامه‌نگاران، فرهنگيان و در يك كلام روشنفكران ايران
و به استناد تجارب كشورمان تأكيد مي‌كنيم كه فعلاً و تا اطلاع ثانوي اين
اقتدارگراهاي عرصه سياست در همه كشورهاي منطقه، و از جمله در ايران هستند كه از
"برچيده شدن پروژه دموكراسي" در قالب آن مداخلات خشونت‌بار سود مي‌برند و از آن
به عنوان ابزاري در جهت سركوب دموكراسي‌خواهي در داخل اين كشورها بهره‌
مي‌جويند. شعار آقاي بوش مبني بر اينكه "يا با ما هستيد، يا با بنيادگرايان و
بن لادن"، در اين سوي جهان، سخت به كمك اقتدارگراهاي داخلي آمده است تا با
معكوس‌سازي آن، انتخابات آزاد را مخدوش و نمايشي كنند و همة ابعاد و اضلاع
گوناگون اصلاح‌طلبي و دموكراسي‌خواهي ملّي را به وجهي سلبي - و در جهت مشاركت
مردمي در برابر دشمن خارجي - تقليل دهند. همچنان‌كه در آستانه انتخابات و رد
صلاحيتهاي گسترده داوطلبان مجلس هفتم شاهد بوديم، ارعابگريِ آمريكا فضاي جامعه
ما را تا حدودي قطبي كرد و نگرانيِ برحق در قبال خطر بالقوّه يا بالفعل آمريكا،
دامنة مانور اصلاح‌طلبان را محدود نمود. هر چند هوشياري مردم ايران اجازه تحقق
خوابهاي آشفته اقتدارگراها را به آنان نخواهد داد.


امروز در اين سوي
جهان آزادي‌ها و دستاوردهاي جنبش اصلاح‌طلبي ملت ايران، توسط كساني تهديد
مي‌شود كه خوراك تبليغاتي آنان تنگ‏نظري‌ها و سياست‌هاي غلط رهبران كاخ سفيد
است. به همين علت، اعلام مي‌كنيم. صرف‏نظر از هر معامله‌ احتمالي عليه جنبش
اصلاح‌طلبي ملّت ايران و عليه حق تعيين سرنوشت عراقي‌ها و افغاني‌ها و
فلسطيني‌ها، ارتباط، همبستگي و همكاري آزاديخواهان و عدالت طلبان در سرتاسر
دنيا فضا را براي تروريست‌ها،‌جنگ طلبان و مستبدان منطقه و جهان تنگ و زمينه
تحقق مردم‌سالاري و استقرار صلح را در منطقه حساس خاورميانه مساعد خواهد كرد.


ما بر اين باوريم
كه در اين "جهانِ جهاني شده" كه توسط تروريسم، جنگ و مداخلة خشونت‌بار تهديد
مي‌شود، آزادي در تهران و واشنگتن و بغداد و كابل و رياض و بيت المقدس يك كل به
هم مرتبط است و تا زماني كه، آزادي‌خواهان آمريكايي نتوانند " بقول لنگستون
هيوز سرزمينشان آمريكا را بار ديگر بازپس ستانند"
، سرزمين‌هاي ما نيز
همواره در معرض تهديد باقي خواهند ماند. آزاديخواهان و صلح طلبان همه كشورها
بايد براي مقابله با اين وضعيت چاره‌‌اي بينديشند.


 


 


11
سپتامبر 2004


20 شهريور 1383


 


 


 


 





 


1.             
آزادي محمد



2.             
آصفي حميد



3.             

آقاجري زهره



4.             

آملي مقدم ناصر



5.             

احراري حميد



6.             
احمدي محمدعلي



7.             
احمدي نعمت



8.             
ادب بهاءالدين



9.             
اربابي حسن



10.        

ارغنده‌پور كريم



11.        
اسلامي يدالله



12.        
اسماعيلي حميد



13.        
اشقاق مرتضي



14.        

اكبري محمدعلي



15.        

اكبرين محمدجواد



16.        
اكرمي علي



17.        
اميني اسدالله



18.        
انصاري‌راد حسين



19.        
ايازي محمدعلي



20.        
 ايزدي
مصطفي



21.        
بازرگان ابوالفضل



22.        
بازرگان عبدالعلي



23.        
بازرگان فرشته



24.        
بازرگان محمدنويد



25.        
بازرگاني كمال الدين



26.        
باستاني حسين



27.        
بختيارنژاد پروين



28.        

بديع‌زادگان سيداكبر



29.        

برهاني رحمت الله



30.        

بسته نگار محمد



31.        
بني‌ اسدي‌محمدحسين



32.        
بهزادي محمد



33.        
بي‌طرف صفا



34.        
پايا حسين



35.        
پايا علي



36.        
پدرام مسعود



37.        
پورعزيزي سعيد



38.        
پيران پرويز



39.        
پيش‌بين محمود



40.        
پيمان حبيب الله



41.        
پيمان مجيد



42.        
تاجرنيا علي



43.        
تاج‌زاده سيدمصطفي



44.        
تاجيك عبدالرضا



45.        
تكفلي غلامحسين



46.        
تنها مصطفي



47.        
تهراني رضا



48.        
توسلي غلامعباس



49.        
توسلي محمد



50.        
توسلي محمدرضا



51.        
توكلي خالد



52.        
تولايي مجيد



53.        
جلالي زاده جلال



54.        
جلايي‌پور حميدرضا



55.        
جمشيدي فريده



56.        
جوادي‌حصارمحمدصادق



57.        
حاج كتابي علي



58.        
حجاريان سعيد



59.        
حريريان حسين



60.        
حقيقت جو فاطمه



61.        
حكمت علي



62.        
حكيمي ابوالفضل



63.        
حكيمي عبدالكريم



64.        
خاتمي سيدمحمدرضا



65.        
خرم امير



66.        
خسروي همايون



67.        
خليلي‌اردكاني‌ محمدحسين



68.        
خوش‌محمدي اسماعيل



69.        
دادخواه سيدمحمدعلي



70.        
دادفر محمد



71.        
دادمهر رسول



72.        
داسه حاصل



73.        
داودي مهاجر فريبا



74.        
درايتي مصطفي



75.        
دردكشان مصطفي



76.        
درودي سعيد



77.        
دروديان محمدحسين



78.        
دواني مصيب



79.        
رئيس طوسي رضا



80.        
رباني محمدصادق



81.        
رجائيان محمدجواد



82.        
رجايي عليرضا



83.        
رضائي احد



84.        
رضاخاني بهمن



85.        
رضوي‌فقيه سعيد



86.        
رفيعي حسين



87.        
زاهد فياض



88.        
زره ساز جمال



89.        
زمان حسين



90.        
زماني محمدابراهيم



91.        
زندي نيا پرويز



92.        
زهدي محمدرضا



93.        
زيدآبادي احمد



94.        
ساريخاني عليرضا



95.        
ساعي احمد



96.        
سپهر مسعود



97.        
سجادي داريوش



98.        
سحابي عزت الله



99.        
سحابي فريدون



100.    
سحرخيز
عيسي



101.    
سعدايي
محمدعلي



102.    
سرچمي
محمد



103.    
سلطاني
عبدالفتاح



104.    

سليماني بهيار



105.    
سمتي
هادي



106.    

سيدآبادي علي‌اصغر



107.    

سيف‌زاده سيدمحمد



108.    
سينايي
وحيد



109.    
شاكري
ابراهيم



110.    

شانه‌چي محمد



111.    
شاه
حسيني حسين



112.    
شريعتي
سعيد



113.    
شريف
محمد



114.    
شكري
كاظم



115.    

شمس‌الواعظين ماشاءالله‌



116.    
شيرزاد
احمد



117.    
صديقي
نادر



118.    
صابر
فيروزه



119.    
صالح
جلالي رضا



120.    

صباغيان هاشم



121.    
صدر
رضا



122.    

صدرحاج‌سيدجوادي احمد



123.    
صلواتي
فضل‌الله



124.    
صميمي
كيوان



125.    
ضرغامي
علي اشرف



126.    
ضرغامي
فريدون



127.    

طالقاني اعظم



128.    

طالقاني طاهره



129.    

طالقاني حسام



130.    

طالقاني نرگس



131.    
طاهري
اكبر



132.    
طاهري
محمد



133.    
طيراني
امير



134.    
عبادي
شيرين



135.    


عباس‌زادگان سيدجعفر



136.    


عسگري داود



137.    


عرب‌زاده حسن



138.    


عرب‌سرخي فيض‌الله



139.    


عليزاده نائيني علي



140.    

علوي‌تبار علي‌رضا



141.    
عمادي
محمدجعفر



142.    
عمراني
محمود



143.    
غروي
علي اصغر



144.    
غروي
عليرضا



145.    

غفارزاده سعيد




146.    

غفاري مسعود


147.    
غني
مهدي



148.    

فراهاني مجيد



149.    
قابل
احمد



150.    
قابل
هادي



151.    

قلي‌زاده رحمانقلي



152.    
قياسي
حجت‌الله



153.    
قوچاني
محمد



154.    

كارشناس مجيد



155.    
كارگشا
رحمان



156.    

كاظميان مرتضي



157.    

كامبوزيا جعفر



158.    
كديور محسن



159.    
كردپور خسرو



160.    
كردپور مسعود



161.    

كميجاني فرج



162.    
كولايي
الهه



163. 


كيانوش‌راد محمد



164.    

گلابي جعفر



165. 

گل‌افرا بيژن



166. 

گوارايي فاطمه



167. 
لدني
مسعود



168. 

لقمانيان حسين



169.    


مجاهد حسين



170.    


محققي محسن



171.    


محمدي اردهالي محمد



172.    


محمدي نرگس



173.    


مدني سعيد



174.    


مرتاضي لنگرودي مرضيه



175.    


مزروعي رجبعلي



176.    


مسكين مصطفي



177.    


مسموعي رضا



178.    


مصطفوي ليلا



179.    


مصطفوي مصطفي



180.    


مصلحي عباس



181.    


مظفر محمد‌جواد



182.    


معين فر علي اكبر



183.    
مفيدي
بدرالسادات



184.    
مقدم
مرتضي



185.    
ملتي
فهيمه



186.    
منتظري
احمد



187.    

منصوريان خسرو



188.    
مولايي
يوسف



189.    


مومني محمود



190.    


ميرخاني امير



191.    


ميرزاده وحيد



192.    


ميرزايي الله كرم



193.    


ميرشمس شهشهاني ابوالفضل 



194.    

نبوي سيداحمد



195.    
نراقي
حسن



196.

نعيم‌پور محمود



197.
نكوروح
محمود



198.
نكوفر
محمدتقي



199.
نوحي
سيدحميد



200.
نوربخش
منوچهر



201.
نوري
كسري



202.
ولي
بيك باقر



203.
ولي
بيك جليل



204.


واعظ عبايي مهدي



205.


ورپايي رسول



206.
هاشمي
ناصر



207.
هدايتي
سيدهاشم



208.


هاديان ناصر



209.


هادي‌زاده علي اصغر



210.


هادي زاده يزدي هادي



211.


هندي عليرضا



212.


هوشمند احسان



213.


بحيايي علي فريد



214.


يزدي ابراهيم



215.


يگانلي ناصر



216.


يوسفيان رضا






 

 


// posted by baamdad @ 5:28 AM

This page is powered by Blogger. Isn't yours?